• امروز : جمعه - ۷ آبان - ۱۴۰۰
  • برابر با : 23 - ربيع أول - 1443
  • برابر با : Friday - 29 October - 2021
2

گپ و گفت با معدن دار بلوچ

  • کد خبر : 147601
  • 11 اسفند 1399 - 9:51
گپ و گفت با معدن دار بلوچ
محمدگل خانزهی یک فعال اقتصادی بلوچ معتقد است اگرچه بیشتر مردم این استان از فقر رنج می برند اما اگر به ظرفیت های استان درست توجه و از آنها بهره برداری شود، هیچ‌گاه دیگر از فقر و بی پولی در استان خبری نخواهد شد.

به گزارش هاتف سیستان و بلوچستان؛ استان سیستان و بلوچستان را سرزمین رنگین کمان معادن ایران می دانند و این اواخر نیز نام آن را با یافتن بزرگترین معدن طلای ایران در منطقه ای از بلوچستان زیاد شنیده اید اما از طرفی هم فقری که مردمان این سرزمین با آن دست و پنجه نرم می کنند با این واقعیت موجود هم خوانی ندارد.

محمدگل خانزهی که یکی از فعالان معدنی در حوزه شن و ماسه سیستان و بلوچستان بوده و مدت ها است به روشی که مختص شخص خودش است ماسه بادی تولید می کند، ددر گفتگو با این خبرگزاری می گوید: من خودم از کارگری شروع کردم و مدت ها روی ماشین های سنگین کار می کردم و همین الان هم می توانم ماشین‌های استفاده شده در معدن‌ام را خودم تعمیر کنم اما حرفی که امروز به جرات می توانم به شما بگویم این است که اگر بخواهیم هیچ‌وقت هیچ ایرانی در سرزمین ایران بیکار نخواهد ماند.

در ادامه گفتگوی تفصیلی را با این فعال اقتصادی بلوچ را خواهید خواند.

اینطور که مشخص است شما با روشی نو و جدید شن و ماسه را از معادن استخراج می کنید؟

بله، من ۲۰ سال است که به یک روش نوین برای استخراج ماسه شسته مرغوب و بی‌نظیر رسیده‌ام اما مسئولان هیچ وقت به من توجه نمی‌کردند تا اینکه با تلاش‌های فراوان خودم توانستم معدنی را پیدا کنم، من دوست داشتم با روش نوین خودم خدمتی به وطن و میهن خود کرده باشم و از این رو با استخراج شن و ماسه از این معدن، بالاخره موفق شدم روش خود را عملی کنم و امروز به همه مسئولان در حوزه معدنی، ثابت کرده‌ام که ما می توانیم فقط اگر بخواهیم.

از چه سالی دقیقا شروع به این کار و چرا با این روش شن و ماسه را استخراج کردید؟

من حدودا از سال ۴۷ و از همان دوران بچگی سر کار رفتم، از همان موقع با اینکه روی ماشین های سنگین کار می کردم اما محیط کارم معدن شن و ماسه بود. وقتی خودم رفتم در کار شن و ماسه سرمایه گذاری بکنم، دیدم که چابهار در استان ما خشک است و از آب خبری نیست. به این ترتیب ما رفتیم روی ایده ای که داشتم و آن را هم ثبت اختراع کردم، کار کردیم که در این روش بدون آب می توانیم شن و ماسه تولید کنیم و تحویل مشتری بدهیم. من این اختراع را انجام دادم و گواهینامه اش را هم گرفتم.

مسئولان با شما چه برخوردی داشتند وقتی این ایده جدیدتان را ارائه کردید؟

الان من دارم همین کار را انجام می دهم اما آن موقع ها چون زمین نداشتم وقتی رفتم استانداری و ماجرا را گفتم که ما می خواهیم با هوا ماسه را جدا کنیم آنها گفتند تو دیوانه ای و متلک گفتند و به من زمینی ندادند! گفتند تو یک نفر هستی در ایران که می خواهی چنین کاری کنی درحالیکه هیچکس نتوانسته است تا به حال چنین اقدامی انجام دهد. من گفتم این در ذهن من آمده و ثابت خواهم کرد که اجرایی است اما شما به من یک زمین و فضایی بدهید که حداقل من مسئله گرد وخاک را حل کنم اما اصلا قبول نکردند.

با توجه به این موضوعاتی که مطرح کردید آیا ایده ای هم برای توسعه بلوچستان به ذهن تان می رسد؟

ببینید من آدم درس خوانده ای نیستم و این مشکل بزرگ من است وگرنه ایده و طرح برای پیشرفت منطقه زیاد دارم که مسئولان هم اگر همت کنند حتما ثابت خواهم کرد ظرفیت های بی بدیل در این استان همگی به بار خواهند نشست اما اگر بخواهیم و اگر بخواهیم می توانیم. من طرحی دارم که می خواهیم آب ها را مهار و انبار کنیم. آب ها نباید به دریا برود و هروقت کسی یک مقدار آب خواست ما می توانیم از این انبارهایی که طرح من است و اینجا را از خشکسالی نجات خواهد داد به آن فرد تزریق کنیم ما اینجا یک منبع زیر زمینی داریم و به این شکل است آب سد به هدر نخواهد رفت. حداقل آب چاه های ما بدون اینکه این همه آب و سیلاب به درون دریا بروند سطح شان بالا خواهد رفت.

اینها باید آب ها را انبار کنند، چون همین آب ها به داخل دریا می رود و حالا اینها بعد از مدت ها به این نتیجه رسیده اند که باید آب را از دریا بیاورند به داخل بلوچستان! درحالیکه اگر جلوی این همه سیلاب را بگیرند و آنها را تحت کنترل در بیاورند دیگر احتیاجی به این کارها نیست. باور کنید به این شکل همه مردم شغل خواهند داشت و در بلوچستان ما هیچ بیکاری نخواهیم داشت و حدودا ما می توانیم با این طرح من ۵۰۰ هزار تا یک میلیون نفر را سر کار ببریم فقط باید آب ها را مهار کنیم و به عبارت دیگر رونقی برای کشاورزی منطقه ایجاد کنیم که چیز عجیب و غریبی هم نیست فقط باید بخواهیم.

این طرح واقعا شدنی است؟

بله شما نگاه کنید برای مثال در پاکستان یک سدی زده اند در ۱۵۰ سال پیش و این سد چهار صد متر ارتفاع دارد که آب گندم و برنج کارهای آنجا را تامین می کند درحالیکه آب های ما همه اش داخل دریا می رود. همین پارسال همه سیلاب هایمان همگی به داخل دریا ریخت و ما می توانیم انبارهای بزرگی برای ذخیره آب داشته باشیم، بلوچستان گنج پنهان است اما هنوز کسی این رنج پنهان ما را بابت دیده نشدن ظرفیت های این منطقه ندیده است و خیلی از میوه های گرمسیری است که اگر کشاورزی این منطقه راه اندازی شود همگی باعث می شوند ما به جای واردات انواع میوه صادرات آن را داشته باشیم که برای نمونه همین موز وارداتی ما چقدر ارز بری دارد درحالیکه بلوچستان ظرفیت کاشت موز دارد و اگر به آن اهمیت داده شود خواهید دید که موز هم می تواند برای ما ارزآوری داشته باشد.

نگاه کنید به این مسئله که اگر یک ماه آرد از زاهدان نیاید ما در بلوچستان دیگر هیچ آردی نخواهیم داشت اما اگر بتوانیم در این منطقه گندم کاری داشته باشیم و همین امسال اگر آب ها را انبار می کردند و گندم می شد کاشت، امسال بلوچستان گندم خودش را داشت اما متاسفانه کسی دنبالش نیست و اصلا اختراعی که برای مثال ما انجام دادیم، هیچکس منفعتش را که به نفع نظام، مردم و کل مجموعه کشور از نظر اقتیادی دارد نگاه نمی کند و الان همه شده اند مزد بگیر. فقط مزد می گیرند و خداحافظ.

چرا فکر می کنید این طرح اجرا شدنی است؟

در این بر و بیابان شما بیا و درخت بکار و من به شما یاد می دهم که چطور آن را حفظ کنی. کاری که خودم کرده ام و جواب هم داده است. شما بیا من خودم این موضوع را به شما یاد می دهم و خیلی وقت است که من در این منطقه دارم روی این موضوع سبز کردن منطقه کار می کنم، طبیعت ما ازبین رفته، منابع طبیعی کلا نابود شده است درحالیکه امکانش بود همه آن سرسبزی های نابود شده را حفظ و یا برگردانیم.

با مسئولان چه صحبتی دارید؟

آنها اصلا ما را حساب نمی کنند و جای تعجب هم نیست چراکه اینها تجربه ای در این زمینه هایی که من می گویم ندارند و فقط می توانند پشت میز بنشینند و دستور بدهند بدون اینکه خلاقیتی برای کار جدید و طبیعت بلوچستان و ظرفیت های بی بدیل آن انجام بدهند. ای کاش روی دستورات خودشان کمی بیشتر تفکر می کردند و توجه می داشتند که ما افراد با تجربه ای در این استان داریم که اگرچه سوادشان پایین است اما آنها نیز می توانند پیشنهاد و نظر بدهند چراکه این منطقه را به خوبی می شناسم و تجربه خوبی هم دارم. متاسفانه یک عده ای از مسئولان دلسوز نیستند و برای مثال وقتی در چابهار انتخابات می شود وقتی می بینی که طرف برای رای شورا پول می دهد و خب این افراد وقتی می روند به شورا نباید هم انتظار داشته باشی که برای بلوچستان دلسوزی کنند، آنها نهایتا می توانند منفعت و جیب خودشان را در نظر بگیرند، شما فرض کن مثلا در منطقه آزاد معادن سنگ داشتیم که روی همه آنها الان ساختمان ساخته اند و یا پاساژ بنا کرده اند درحالیکه این به ضرر دولت است و کسانی که اجازه دادند این بناها ساخته شود بدون اینکه صلاح مملکت و منطقه را در نظر داشته باشند، در حق مردم خیانت کرده اند.

 

 

لینک کوتاه : https://hatefsistanandbaluchestan.ir/?p=147601

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.